راستش خیلی دلم برای دنیای وبلاگ ها، چه نوشتن چه خوندن وبلاگ دوستان تنگ شده

ولی راستش این فروم ها باعث از رونق افتادن وبلاگ ها شده اند، که می شه گفت هم خوبه هم بده

فروم ها از لحاظ تبادل اطلاعات و گرفتن آخرین اخبار خیلی خوبند ولی وبلاگ ها هم حال و هوای خودشان را دارند...

اینکه یکی بیاد از تجربیاتش، احساساتش، عقایدش و اتفاقاتی که براش توی این مدت افتاده بگه خیلی جالبه

راستش من با دوستان وبلاگیم بیشتر احساس نزدیکی می کنم تا با دوستان فرومی ام

بگذریم....

ما که از این مهاجرت خیری ندیدیم، دنبال اینم اگه بشه از راه تحصیلی اقدام کنم

اینقدر این قضیه مهاجرت طول کشید که آیلتسم مدتش تموم شد و مجبور شدم دوباره آیلتس بدم

این دفعه اصلاً شور و حال اون دفعه رو نداشتم و متأسفانه خیلی نخوندم

حالا باید منتظر شم ببینم جوابا چطور می شه...

این ورشو هم خدائیش خیلی داره سریع کار می کنه ولی به نظرم ظرفیتش نسبت به پرونده هایی که دستشه خیلی کمه و این یه ذره منو نگران می کنه که نکنه کار امثال ماها تا 2014 کش پیدا کنه، البته خدا نکنه

یادش به خیر اون ماه های اولی که اقدام کرده بودیم چه شور و شوقی داشتم فکر می کردم بچه ها قراره اونجا مهد کودک برن برای همین لیست همه مهدکودک ها و مدرسه ها را درآورده بودم به همراه رنکشون و محلشون

الآن پسرم کلاس اولی شده و معلوم هم نیست که تا کی اینجا موندنی باشیم

البته اسمش رو نوشتم یه مدرسه ای که کلاً انگلیسی درس می دهند و کتابهاشون هم از آمریکا می یاد و مدرکشون بین المللی هست

حالا فکرشو بکنین اگه یهو بزنه ریجکت بشیم و این پسری بخواد اینجا ادامه تحصیل بده

خدایا چقدر "اگر" توی زندگیمون زیاد شده دلم ثبات می خواد دلم یه جایی رو می خواد که بدونم تا حداقل ده سال دیگه خونمه دلم می خواد بتونم روی کارم حساب باز کنم دلم می خواد بتونم برنامه ریزی مالی کنم ولی همه چی منوط شده به اینکه کی چشممون به جمال ویزای کانادا روشن می شه