همیشه شنیده بودم که رنجها و سختی ها روح انسان را وسعت بخشیده و آن را پاک تر و بزرگ تر می کنند ولی تا به حال از نزدیک آن را لمس و تجربه نکرده بودم.

هفته گذشته واقعاً رنج کشیدم به دلیلی که نمی توانم بگویم ولی با همه وجود عذاب کشیدم، خرد شدم، خشمگین شدم، ولی کم کم از خودم خالی شدم...

کم کم احساس کردم زندگی فراتر از احساسات و خواسته های معقول و به جای منه

فهمیدم که عشقی که در وجودم شعله می کشد خیلی قویتر از حدی است که می پنداشتم

یاد گرفتم که زخمها را فقط و فقط عشق است که التیام می بخشد و نه گذر زمان....

حالا عاشقم عاشق تر از قبل

عاشقی که فقط و فقط شادی معشوقش را می خواهد و بس

عاشقی که ظاهرش آرام، لبخندش ملیح ولی درونش طوفان است، طوفان عشق

 

یا محبوبلبخند