﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>مهاجران کوچک</title>
    <description>مهاجرت به کانادا</description>
    <link>http://mohajerquebec.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>صحرا</managingEditor>
    <lastBuildDate>Sun, 29 Apr 2012 04:27:07 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>پایان خواب زمستانی</title>
      <description>&lt;p&gt;سلااااااااااااااااااااااام به همه دوستای گلم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بالاخره این خواب زمستانی هم تموم شد هم برای ما هم برای اداره مهاجرت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مثل اینکه جدی جدی شروع کردن به تعیین تکلیف ماها&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خوب خدا رو شکر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ما هم اینپروسس با تاریخ شدیم، از 15 مارس&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تقریباً هر روز هم که خبر مدیکال دوستان را می شنویم و جشنی در خانه دل به پا می کنیم&lt;img title="چشمک" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/3.gif" alt="چشمک" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دیگه جدی جدی باید به فکر تقویت زبان فرانسه ام باشم هر چی خونده بودم یادم رفته&lt;img title="ناراحت" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/2.gif" alt="ناراحت" border="0" /&gt; استادمون هم که سوئیسه...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یه چیز یواشکی بگم: دیگه اون ذوق و شوق دو سال پیش رو برای رفتن به کانادا ندارم، زندگی الآنم رو خیلی دوست دارم و راستش بعضی وقتا می گم چقدر می ارزه که این آرامشو به هم بزنم؟ (در حد غرغر کردنه خیلی جدی نگیرین&lt;img title="نیشخند" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/4.gif" alt="نیشخند" border="0" /&gt;)&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohajerquebec.persianblog.ir/post/155</link>
      <author>صحرا</author>
      <comments>http://mohajerquebec.persianblog.ir/comments/233027/9352708/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-233027.post-9352708</guid>
      <pubDate>Sun, 29 Apr 2012 04:27:07 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>انتقال پرونده به ورشو</title>
      <description>&lt;p&gt;انتقال پرونده ها از دمشق به ورشو از 1 دسامبر شروع شده بود ولی برای پرونده ما خبری نبود تا اینکه امروز وقتی وضعیتمان را در سایت چک کردم دیدم که پرونده ما هم 20 دسامبر به ورشو منتقل شده است...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شنیده ها حاکی از اینه که دفتر ورشو سریعتر از دمشق عمل می کنه&amp;nbsp;و تا به حال برای یک سری از بچه های قدیمی (2009) درخواست آپدیت کرده اند. آپدیت ها شامل گواهی عدم سوءپیشینه و تمکن مالی بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;راستی یک نکته: مثل اینکه برای ورشو فقط تمکن مالی کافی است و گردش شش ماهه را نمی خواهند. تو رو خدا اگر چیزی را آنها لازم ندارند برایشان باب نکنیم ... البته من شخصاً به پولی که کنار گذاشته بودیم دست نزده ام ولی بعضی از دوستان پول را برداشته&amp;nbsp; و با آن کار کرده اند(خیلی هم کار خوبیه) برای همین فقط همون چیزهایی را که از ما می خواهند برایشان بفرستیم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حدس می زنم وضعیت بچه های 2009 در سال 2012 کاملاً مشخص بشه و&amp;nbsp;ما 2010 ای ها بیفتیم برای 2013، ولی خوشبینانه امیدوارم پیش بینی هایم غلط باشه و همه ماها در سال 2012 تعیین تکلیف بشیم&lt;img title="لبخند" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/1.gif" alt="لبخند" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohajerquebec.persianblog.ir/post/154</link>
      <author>صحرا</author>
      <comments>http://mohajerquebec.persianblog.ir/comments/233027/8607264/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-233027.post-8607264</guid>
      <pubDate>Tue, 27 Dec 2011 06:33:26 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>خبر کوتاه ولی خوشحال کننده برای اسکیل ورکر بین فوریه 2008 تا جون 2010</title>
      <description>&lt;p&gt;در وب سایت کانادا ویزا دیدم برای یکی از بچه های کامپیوتر (0213) که فایل نامبرش مربوط به فوریه 2010 است، مدیکال آمده &lt;img title="تشویق" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/41.gif" alt="تشویق" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته این فرد پاکستانی است و پرونده اش در سنگاپور بررسی شده است و جاب آفر هم نداشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید به ظاهر ربطی به ما و دمشقی ها نداشته باشد ولی همین نشان دهنده این است که پرونده های ما فریز نشده و به نوبت در حال بررسی است.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohajerquebec.persianblog.ir/post/153</link>
      <author>صحرا</author>
      <comments>http://mohajerquebec.persianblog.ir/comments/233027/8200920/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-233027.post-8200920</guid>
      <pubDate>Mon, 24 Oct 2011 09:52:53 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>خیلی دلم می خواد برم</title>
      <description>&lt;p&gt;این روزا خیلی دلم می خواد برم خیلی.........&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ولی جرأت ندارم به خدا اصرار زیادی بکنم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قبلاً نتیجه اصرارهای بیجایم را دیده ام و این بار نمی خواهم اشتباه کنم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خدایا، خدای خوب و مهربونم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می دونم اهل تبعیض و این حرفا نیستی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می دونم خیلی ها قبل از ما هنوز در صف هستند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما خودت شرایط فعلی ما رو می دونی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خدا جونم می شه یه جوری کنی که ما بریم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می شه یه کاری کنی که اگه رفتیم اون ور به مشکل خاصی بر نخوریم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خودت می دونی منظورم چیه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خدایا کمکمون کن زودتر مدیکال همه ما بیاد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خداجونم یه کاری کن این آفیسرها دلشون به حال پرونده های گروه ما هم بسوزه و یک نگاهی بندازن&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کمک کن اگر رفتیم اونجا زود سر و سامون بگیریم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کمک کن به جز مشکلات عادی روزمره مشکلات حاد دیگری برامون پیش نیاد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خدایا کمکمون کن به آرامش برسیم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خودت می دونی کانادا برام خیلی مهم نیست فقط دلم می خواد از اینجا بکنم و برم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تحمل بعضی از آدمای دور و برم رو ندارم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تحمل دروغگویی و دورویی رو ندارم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تحمل بدجنسی های هموطنامو ندارم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خدای خوبم یا بهم تحمل بده یا کمک کن زودتر کارامون درست بشه و بریم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خییییییییییلی دوستت دارم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس&lt;img title="ماچ" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/11.gif" alt="ماچ" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohajerquebec.persianblog.ir/post/151</link>
      <author>صحرا</author>
      <comments>http://mohajerquebec.persianblog.ir/comments/233027/8144848/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-233027.post-8144848</guid>
      <pubDate>Sun, 16 Oct 2011 09:17:23 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>بوته آزمایش</title>
      <description>&lt;p&gt;همیشه شنیده بودم که رنجها و سختی ها روح انسان را وسعت بخشیده و آن را پاک تر و بزرگ تر می کنند ولی تا به حال از نزدیک آن را لمس و تجربه نکرده بودم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هفته گذشته واقعاً رنج کشیدم به دلیلی که نمی توانم بگویم ولی با همه وجود عذاب کشیدم، خرد شدم، خشمگین شدم، ولی کم کم از خودم خالی شدم...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کم کم احساس کردم زندگی فراتر از احساسات و خواسته های معقول و به جای منه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فهمیدم که عشقی که در وجودم شعله می کشد خیلی قویتر از حدی است که می پنداشتم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یاد گرفتم که زخمها را فقط و فقط عشق است که التیام می بخشد و نه گذر زمان....&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حالا عاشقم عاشق تر از قبل&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عاشقی که فقط و فقط شادی معشوقش را می خواهد و بس&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عاشقی که ظاهرش آرام، لبخندش ملیح ولی درونش طوفان است، طوفان عشق&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یا محبوب&lt;img title="لبخند" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/1.gif" alt="لبخند" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohajerquebec.persianblog.ir/post/150</link>
      <author>صحرا</author>
      <comments>http://mohajerquebec.persianblog.ir/comments/233027/8053492/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-233027.post-8053492</guid>
      <pubDate>Sat, 01 Oct 2011 11:20:47 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>دلم گرفته</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;a href="http://mohajerquebec.persianblog.ir/post/149/"&gt;مشاهده یادداشت خصوصی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohajerquebec.persianblog.ir/post/149</link>
      <author>صحرا</author>
      <comments>http://mohajerquebec.persianblog.ir/comments/233027/8010609/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-233027.post-8010609</guid>
      <pubDate>Sat, 24 Sep 2011 15:40:11 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>مهاجرت کبک یا فدرال؟</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;تا به حال چندین نفر از دوستان چه به صورت خصوصی و چه عمومی در کامنت ها از من پرسیده اند چرا با وجودی که می توانستیم از طریق کبک اقدام کنیم فایل فدرال باز کردیم؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;باید به این دوستان عزیز بگویم در صورتی که در حال حاضر قرار بود تصمیم بگیریم حتماً از کبک اقدام می کردیم (چون رشته ما از لیست فدرال حذف شده)و چه بسا که اگر همان زمان هم این کار را کرده بودیم الآن کانادا بودیم&lt;img title="چشمک" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/3.gif" alt="چشمک" border="0" /&gt;&amp;nbsp;ولی حقیقت اینه که اون زمان ما انتظار داشتیم فدرال سریعتر از کبک باشد یعنی برای فدرال بازه زمانی شش تا 12 ماهه گفته شده بود و برای کبک 18تا 24ماهه. متأسفانه همان طور که شنیده اید فایلهای فدرال بین فوریه 2008 تا ژوئن 2010 در اولویت آخر رسیدگی قرار گرفته اند و ممکن است کار ما بسیار بیشتر از 30 تا 36 ماه هم طول بکشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به هر حال این تصمیمی بوده است که آن زمان با توجه به شرایط گرفته ایم و پای آن ایستاده ایم، اما دوستان عزیزم اگر هنوز اقدام نکرده اید و هم شرایط فدرال را دارید و هم کبک را باز هم پیشنهاد می کنم از طریق فدرال اقدام کنید چون فایلهای جدید به سرعت رسیدگی می شوند و افرادی که آگوست پارسال مدارکشان را ارسال کرده اند در حال گرفتن مدیکال هستند. فقط توجه داشته باشید که سابقه فدرال از لحاظ زمانی کمی خراب است و کبک تا کنون بهتر توانسته است به پیش بینی هایش عمل کند.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohajerquebec.persianblog.ir/post/148</link>
      <author>صحرا</author>
      <comments>http://mohajerquebec.persianblog.ir/comments/233027/7995377/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-233027.post-7995377</guid>
      <pubDate>Thu, 22 Sep 2011 08:25:49 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>روح وحشیگری</title>
      <description>&lt;p&gt;قاتل روح الله داداشی هم اعدام شد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من در جایگاهی نیستم که بخوام &lt;br /&gt;درباره اینکه آیا در چنین قتلهای خیابانی و بدون انگیزه قبلی خانواده مقتول&lt;br /&gt; باید رضایت بدهند یا خیر، نظر بدهم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما یک مسئله ای هست که همیشه &lt;br /&gt;منو آزار می ده و اون هم جمع شدن مردم و کف و سوت زدن برای گرفتن جان یک &lt;br /&gt;انسان است، خدایا این چه مردمی هستند که صبح زود برای نماز صبحشان خواب می &lt;br /&gt;مانند ولی برای دیدن کشتن یک انسان با سر می دوند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعضی وقتا احساس می کنم از این مردم می ترسم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اصلاً&lt;br /&gt; نمی خوام وارد مسائل حاشیه ای و س.ی.اسی بشم ولی همین است که وقتی جوانهای&lt;br /&gt; دیگر هم کف خیابان جان می دهند یا در زندانها بر اثر اعتصاب غذا به شهادت &lt;br /&gt;می رسند کسی ککش نمی گزد و .... (خواننده عاقل می فهمه منظورمو)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همین است که گفته اند خلایق هر چه لایق&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همین است که گفته اند از ماست که بر ماست&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همین است که گفته اند خودم کردم که لعنت بر خودم باد&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohajerquebec.persianblog.ir/post/147</link>
      <author>صحرا</author>
      <comments>http://mohajerquebec.persianblog.ir/comments/233027/7988935/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-233027.post-7988935</guid>
      <pubDate>Wed, 21 Sep 2011 09:01:41 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>درک اداره مهاجرت کانادا</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;سلام به همه دوستای گلم&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به همه اونایی که هنوز هم سر حالند و امیدوارانه وبلاگ ها را پیگیری می کنند بلکه خبری از مدیکالها بشنوند&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به همه اونایی که یه روزی حوصله داشتن وبلاگهاشونو آپ کنن ولی الآن دیگه به وبلاگ خودشون هم سر نمی زنن چه برسه به بقیه&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به همه عزیزایی که به دنیای واقعی رفتن و اونجا دوستی ها رو ادامه دادن&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به همه دوستان خوبم که هنوز هم به این کلبه کوچک سر می زنند و چراغش را روشن نگاه داشته اند&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;دلم براتون تنگ شده...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;------------------------------------------&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;24 آگوست دقیقاً یک سالگی فایل نامبر دمشق ما بود و ما هم مثل بقیه دوستان نامه پیگیری زدیم و همون جواب تکراری را دریافت کردیم که در حال بررسی پرونده های قبل از فوریه 2009 در این گروه هستند...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پیش بینی پارسال ما برای خودمان و دوستانی که وضعیت مشابه دارند انتظار دو ساله برای مدیکال بود که همچنان امیدواریم درست باشد هر چند که بعید به نظر می رسد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;همان طور که اطلاع دارید در این نامه گفته شده هنوز برای 144 هزار پرونده بین فوریه 2008 تا جون 2010 تصمیم نهایی گرفته نشده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;-------------------------------------------&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اگر فقط به وضعیت خودمان نگاه کنیم قطعاً احساس می کنیم که چقدر به ما ظلم شده است ولی اگر خودمان را جای طرف مقابل بگذاریم چی؟ شاید بهتر بتونیم این انتظار پیش بینی نشده را تحمل کنیم و دست از غرولند برداریم (منظور خودم هستم&lt;img title="نیشخند" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/4.gif" alt="نیشخند" border="0" /&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;نمی خوام از اداره مهاجرت کانادا دفاع کنم ولی به دور از هیاهوها و جنجالهای تبلیغاتی برخی از وکلا و موکلینشان اگر خوب به قضیه نگاه کنیم می بینیم که اداره مهاجرت از بین راه حلهای ممکن تقریباً بهترین راه حل را انتخاب کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;همون جوری که ما غافلگیر شده ایم آنها هم با حجم زیاد پرونده ها علی رغم محدودیت جدید (فوریه 2008) غافلگیر شده اند و واقعاً هم ظرفیت محدودی برای رسیدگی به پرونده ها دارند برای همین نتوانسته اند به پیش بینی هایشان عمل کنند (دقت کنید که زمان 6 تا 12 ماه پیش بینی بوده و هیچ قولی در کار نبوده است) مثل اینجا شهر هرت نیست که راحت از کیسه خلیفه بودجه به این ور و اون ور اختصاص می دن و پسر عمه و دختر خاله را استخدام می کنن، (فرض کنین که کلی نیروهای جدید (آفیسر) آموزش بدن و استخدام کنن تا به این سونامی پرونده ها رسیدگی کنند، خوب بعدش چی؟ این موج که تموم شد و همه چی آروم شد چی کار کنن؟ اخراجشون کنن؟) از طرف دیگه نمی تونن هم به طور کلی دریافت پرونده های جدید را متوقف کنند، پس راه حل چیست؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بهترین کار همینی است که الآن جریان دارد، یعنی محدودیتی برای دریافت پرونده های جدید گذاشته اند تا در کنارش فضا را برای رسیدگی به پرونده های قدیمی تر باز کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این مسئله هم که اولویت را به پرونده های گروه جدید بدهند باز هم منطقی است چون اولاً دومینوی انتظار طولانی را جایی متوقف می کند ثانیاً این پرونده ها در دو سال تنها حداکثر به 30 هزار پرونده (20 هزار 2010-2011 و 10 هزار 2011-2012) می رسد و ظرفیت اسکیل ورکر در دو سال بالای 100 هزار نفر است، در نتیجه به بالای 70 هزار پرونده قدیمی هم رسیدگی می شود، بنابراین نمی توان گفت ظلمی رخ داده است.ثالثاً لیست جدید تناسب بیشتری با نیازهای کانادا دارد، می دانم که برخی رشته ها مشترک است و عدالت این است که اول پرونده های قدیمی تر با رشته مشابه رسیدگی شوند ولی این کار واقعاً عملی نیست، از طرفی در هر رشته در دو سال حداکثر 1500 پرونده پذیرفته می شود در حالی که ممکن است بسیار بیشتر از این میزان پرونده های مشابه قدیمی رسیدگی شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;راستشو بخواین اگر از من هم خواسته می شد راه حلی برای این وضعیت بغرنج ارائه بدهم همین شیوه ای را که در حال حاضر اداره مهاجرت در پیش گرفته پیشنهاد می کردم یعنی کاهش در تعداد پرونده های دریافتی تا رسیدگی کامل به پرونده های قدیمی و بعد از آن هم تعیین سقف برای پرونده های دریافتی متناسب با سیاست کلی مهاجرت اسکیل ورکر.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;می دونم که همین الآن کلی دشمن پیدا کردم&lt;img title="چشمک" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/3.gif" alt="چشمک" border="0" /&gt; ولی واقعیت اینه و فکر نمی کنم که اعتراضات چه ایمیلی چه مصاحبه تلویزیونی چه با طرح دعوی در دادگاه ها به نتیجه برسه. بهتره قبول کنیم که ما هم جزء صدها هزار نفر دیگری هستیم که با هم تصمیم به مهاجرت به کانادا گرفتیم و به علت تعداد زیادمان ناچار به تحمل مدت زمان طولانی تری در صف هستیم. پس بهتره صبر جمیل کنیم&lt;img title="نیشخند" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/4.gif" alt="نیشخند" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;دوستدار همتون&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;صحرا&lt;img title="قلب" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/8.gif" alt="قلب" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohajerquebec.persianblog.ir/post/145</link>
      <author>صحرا</author>
      <comments>http://mohajerquebec.persianblog.ir/comments/233027/7975285/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-233027.post-7975285</guid>
      <pubDate>Mon, 19 Sep 2011 10:10:35 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>اخبار ونکوور به گزارش مامان</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مامانی عزیزم با کوله باری از اطلاعات مفید برگشت...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اونجا (ونکوور) با خانوم دائیم پیش خیلی از ایرانیها رفته بود، داستانها را شنیده بود، یادداشت کرده بود و تحلیل کرده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در آخر هم با توجه به خصوصیات من و همسری به این نتیجه رسیده بود که اگر لطف خدا همراه ما باشه می توانیم در آنجا حداقل به اندازه ایران موفق باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خانواده دایی من همیشه از وضعیت کانادا می نالیدند، این که کار نیست و کار کارگری هست، هزینه ها بالاست و غیره و زن دایی ام هر بار بحث مهاجرت پیش می آمد به من می گفت زندگی ات را خراب نکن و بشین سر خونه و زندگیت. در کانادا همه اش کار است و کار و خانواده ات به&amp;nbsp;هم می ریزد و غیره&amp;nbsp;و همین حرفا حدود 3 سال ما را عقب انداخت.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در این سفر مادر&amp;nbsp;کاشف به عمل آمد که دایی جان چند اشتباه کرده اند و در برخی موارد هم وضعیتشان با ما متفاوت است:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;1-برای دایی عزیز ما در همان بدو ورود کاری با حقوق سه هزار دلار در ماه اوکی شده (25سال پیش) ولی ایشون بهشون برخورده و قبول نکرده اند. بعد هم بنده خدا رفته دنبال بیزنس خودش که بعضی وقتا می گرفته بعضی وقتا نه.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;2- همان اول در برج پلازا خانه اجاره کرده اند در حالی که با&amp;nbsp;پول اولیه شان می توانستند یک آپارتمان&amp;nbsp;کوچک در مناطق متوسط بخرند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;3- به هیچ وجه حاضر به&amp;nbsp;انجام&amp;nbsp;کار داوطلبانه (volunteer)&amp;nbsp; نشده اند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;4- همسر ایشان خانه دار هستند&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;5- در ایران زندگی نیمه اشرافی داشتند، خانه ویلایی، ماشین آخرین مدل، لباسها و وسایل همه از گرانترین برندها&amp;nbsp;و با همین سطح زندگی هم سعی می کرده اند در کانادا زندگی کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;با همه این اوصاف و غرغرها از لحاظ مالی خانه ای حدود 2000 متری ویلایی در نورث ونکوور دارند که بالای یک میلیون دلار می ارزد، سه ماشین مرسدس، لکسوس و بی ام و آخرین مدل دارند. سر و وضع و لباسهایشان همیشه از بهترین برندها است و ....&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;من نمی دونم چه اصراری دارند که کانادا خوب نیست ولی حاضر هم نیستند برگردند&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مامانم تعریف می کرد که پسر کوچکشان (32 ساله) که 25 سال است ایران نیامده تا حرف از ایران و گرفتن گذرنامه می زند مادرش سریع شروع به بدگویی از ایران می کند، طوری که بنده خدا پشیمان می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;من همین جا اعلام می کنم از ایران نه تنها متنفر نیستم بلکه عاشقش هم هستم ولی نمی فهمم چرا ایران برای ما خوبه و برای بقیه بده!!!!!!!!!!!!!!!!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;من و همسری زندگیمان را با شرایط سختی از لحاظ مالی شروع کردیم و کم کم با زحمت زیاد وضعیت خوبی را برای خودمان فراهم کردیم. همین جا به زن دایی عزیزم اعلام می کنم که هر دوی ما بسیار پر کاریم و دو نفری با انجام پنج کار متفاوت درآمدی&amp;nbsp; معادل کار تخصصی&amp;nbsp;یک نفرمان در ونکوور داریم و اگر امروز می بیند وضعیت مالی ما به لطف خدا خوب است این نیست که پدر من یا پدر همسرم خرج زندگی ما را داده باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ما از زندگی در مناطق متوسط و خانه کوچک نمی ترسیم. ما از کار زیاد نمی ترسیم. از کار داوطلبانه استقبال می کنیم و حاضریم هردویمان کار کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;تنها ترس و دغدغه من دوری از خانواده و درد غربت است که&amp;nbsp;از الآن خودم را آماده می کنم و سعی می کنم از لحاظ عاطفی مستقل و مستقل تر شوم.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohajerquebec.persianblog.ir/post/144</link>
      <author>صحرا</author>
      <comments>http://mohajerquebec.persianblog.ir/comments/233027/7415194/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-233027.post-7415194</guid>
      <pubDate>Mon, 01 Aug 2011 08:04:25 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
