سال نوی جدید و تفاوت فرهنگ ها

دوستان گلم سال نوی میلادی همه شما مبارک باشه [گل]
یه حس ششم بهم می گه امسال خیلی سال خوبی برای مهاجرین است و ان شاءالله بعد از تعطیلات ژانویه به سرعت مدیکال ها و پشت بند آن ویزاها صادر می شود.چشمک
دیشب یکی از دوستان همسرم به خانه ما آمدند و شروع سال نوی میلادی را با هم جشن گرفتیم. البته به جای بوقلمون، مرغ خوردیم زبان این تفاوت فرهنگ های ما خیلی به مذاق من خوش می آید چون دو بار دو بار جشن می گیریم.نیشخند
خیلی از دوستان از من می پرسند سخت نیست با یک خارجی زندگی کنی؟
راستشو بخواین نه!متفکر
برای من که سخت نیست، کلی هم حال می کنم و دیدم بازتر شده است. یک زبان جدید هم یاد گرفته ام ...
آداب و رسوم خوب کشور همسرم را با آداب و رسوم خوب خودمون جمع کرده ایم و از طرف دیگر از هر دو طرف به بهانه خارجی بودن همسر از دست یک سری آداب دست و پا گیر فرار می کنیم.
سعی می کنیم بچه ها را در یادگیری زبان های مختلف یاری کنیم و انصافاً‌ هم عجب استعدادی دارند این فسقلی ها  مژه همچنین باز هم سعی می کنیم فکر آنها را باز بگذاریم و تا جایی که بتوانیم از تعصبات دور نگهشان داریم.
راستشو بخواین خیلی آدم وطن پرستی نیستم و اصلاً‌ اعتقاد به این مرزهای قراردادی ندارم. تعصبی هم روی زبان یا اعیاد و رسم و رسوم ندارم و به نظرم زبان یک وسیله ارتباطی است. زبان یا آداب و رسومی که قوی تر باشد می ماند. روی آدم ها هم تعصبی ندارم و با هر کس که راحت باشم صرف نظر از ملیتش رفت و آمد می کنم (عاشق رفت و آمدم و کمتر شبی است که مهمان نداشته باشیم یا مهمان نباشیم).
خلاصه غرض از این همه پر حرفی این بود که بگم من عاشق کریسمس هستم و کلی از آمدن سال جدید خوشحالم.نیشخند
آرزو می کنم سال خوبی را در پیش داشته باشید و دوستان مهاجر سال آینده را در کانادا جشن بگیرید.قلبماچ

پ.ن: راستی یه چیزی بگم که برداشت بد نکنین
هر چند شاید دیر شده....
من گفتم خیلی وطن پرست نیستم. منظورم این نبود که اصلاً نیستم[نیشخند]
منظورم این بود که در حد افراطی نیستم وگرنه کسانی که از نزدیک منو می شناسن می دونن که اگر اوضاع مملکت به اینجا نرسیده بود که دیگه امیدی به بهبودش نباشه هیچ وقت به فکر مهاجرت نمی افتادم[چشمک]

/ 16 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صحرا

راستی یه چیزی بگم که برداشت بد نکنین هر چند شاید دیر شده.... من گفتم خیلی وطن پرست نیستم. منظورم این نبود که اصلاً نیستم[نیشخند] منظورم این بود که در حد افراطی نیستم وگرنه کسانی که از نزدیک منو می شناسن می دونن که اگر اوضاع مملکت به اینجا نرسیده بود که دیگه امیدی به بهبودش نباشه هیچ وقت به فکر مهاجرت نمی افتادم[چشمک]

جليله

منظور من از این کامنت به اونهاییه که میان و هی گیر میدن!!! ------------------------------------------------------------------- صحرا جون اصلن نهایت نهایتش وطن پرست نباش. اصلن متنفر از وطن باش! خب هر کسی برای هر عقیده و گرایش و خواسته ای دلیلی داره. قرار نیست همه مثل هم فکر کنن. راحت باش تو ابراز عقیده ات حتی اگه برخلاف جریان آب باشه. حتی اگه مخالف عده زیادی باشه. هر انسانی با توجه به شرایط روحی و فکری و زندگی و اجتماعی و خانوادگی و تحصیلی به یه سری عقاید میرسه که حتی ممکنه از نظر خیلی ها درست نباشه! ولی آیا اون خیلی ها دقیقا جای این فرد بودن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا دغدغه ها و مشکلات و چالش های اونو داشتن؟ پس اصلن منطقی نیست همه مثل هم فکر کنن. مشکل اونجا پیش میاد که بخوایم به افکار هم به دید تمسخر و قضاوت نگاه کنیم و سعی در کوبوندن هم کنیم! مثلا رفتاری که بای بای خان میکرد. ترور شخصیت! کوبوندن افراد برتر از خودش و موفق تر از خودش و ... اینجاست که مشکل پیش میاد. وگرنه یکی مثل من از زندگی تو ایران متنفره و ترجیح میده مثلا حتی شدهد بورکینافاسو باشه ولی اینجا نباشه! [نیشخند] خب ایرادش چیه؟ به کسی آزاری میرسونه؟

جليله

یکی میخواد بره مثلا بورکینا فاسو کارگری کنه ولی آرامشو تو اون میبینه؟ آیا باید به دید تمسخر و کوبوندن بهش نگاه بشه؟ من اصلن نمی تونم بفهمم؟ اگه کسی با دید باز و با توجه به شناخت خودش و انتظاراتش از زندگی یه تصمیمی میگیره، به هر حال جای تحسین داره و خیلی خیلی بهتر از باری به هر جهت زندگی کردنه!!!!

جليله

صحرای عزیزم یه موردی رو هم خواستم در مورد "بهبود اوضاع" که نوشتی بگم. درسته. از نظر تو و شاید خیلی ها مثلن اگه ایکس میبود اوضاع رو به بهبود بود و از این حرفا. خب نظر شماست و محترم. ولی از نظر خیلی ها مثل خودم، مشکل اصلن ایکس و ایگرگ نیست. مثال خر همون خره فقط پالونش عوض میشه هستش! مشکل برای امثال من خیلی خیلی عمیق تر از اینهاست. حالا فرقی نمی کنه دلیل هر گروه از ماها هر چی باشه، بالاخره به نتیجه ای ختم شده و اون هم تصمیم به مهاجرته! مهاجرت هم یه نسخه فیکس و فیت برای همه نیست. پس هر انسانی حق داره این تصمیم رو بگیره و با توانائی هاش خودشو محک بزنه. هم احتمال خدای نکرده شکست هست و هم موفقیت. میگم در هر حال انجام دادن کاری بهتر از خنثی بودن و بی انگیزه و هدف و آرمان و ... زندگی کردنه. همیشه افراد بزرگ ریسک های بزرگی تو زندگیشون داشتن. اونی که از ترس و با ملاحظه و دو دو تا 4 تا همیشه فکر میکنه خب اکثرن در جا میزنه و میگنده! به نظر من باید به کسانی که تو این راه می افتن آفرین گفت. شهامت و شجاعت و جسارتشونو. البته کسانی که با تفکر پشتش اقدام میکنن نا صرفن برای جو گیری و چشم و هم چشمی!!

جليله

ببخشید اینقدر پر حرفی کردم. اونقدر گیر میدن و مجبورت میکنن که هی بیای توضیح بدی و تو هم مهربون و مظلومی[قلب] خواستم یه کم ادای خواهر بزرگا رو در بیارم!!!![چشمک][نیشخند]

صحرا

خوب کردی جلیله جان [چشمک] همه حرفات کاملاً درسته[تایید] البته به نظر می رسه مهاجر منظوری نداشت من این توضیح اضافی را نوشتم اولاً برای چند نفری که پیغام خصوصی گذاشته بودند و ثانیاً‌ برای اینکه موضع واقعی ام را مشخص کنم. خودت که می دونی نوشتن با حرف زدن فرق می کنه. آدم یه قسمت قابل توجهی از منظورش رو با لحن و حرکات چهره و بدن می رسونه و همچنین با توجه به پیش ذهنیتی که طرف مقابل داره،‌ اما در وبلاگ نوشتن کار سختیه چون اون فاکتورها حذف می شه ....

جليله

صحرا جون من هم منظورم به مهاجر عزیز نبود. ایشون که مورد بدی رو نگفتن و صرفا دلتنگی ها بود حرف ایشون که کاملا درسته و برای همه مون پیش میاد حالا با شدت و ضعف! من هم منظورم به اونهایی بود که حالا خودت گفتی خصوصی گفتن و هم تو پست های قبل مجبورت میکردن هی بیای توضیح بدی. به قولی من نقش پیش گیرانه رو بازی کردم تا حساب کار دستشون بیاد و اینقدر حرف مفت نزنن!!![نیشخند]

صحرا

خدائیش خیلی حال می ده که آدم احساس کنه یه خواهر بزرگ تر داره. به خدا خیلی به دلم نشست چون من همیشه خواهر بزرگتر هستم و تا حالا این حس خوبو نداشتم، چه حالی می ده [بغل]

یه زهرای دیگه

سال نو شما و همسر گرام مبارک. [گل]

صحرا

سال نوی شما هم مبارک خانوم خانوما