از همه شما ممنونم

امروز از صبح خیلی زود در حالی که همسرجان و بچه ها در خواب شیرین بودند بی سر و صدا رفتم بیمارستان. راستش دیشب اصلاً خوب نخوابیدم و همش منتظر بودم صبح شه تا بتونم خودمو به بیمارستان برسونم و قبل از اینکه مامان عزیزم به اتاق عمل بره ببینمش.

قرار بود ساعت 7 برن اتاق عمل ولی تا ساعت 10 طول کشید. جراحی علی رغم انتظار خیلی طولانی شد و تا 4.5 طول کشید ولی الحمدلله دکترها راضی بودند. امشب را در آی سی یو هستند تا فردا دکتر نظر بده می شه بیان بخش یا نه. تا ده روز دیگه هم جواب پاتولوژی حاضر می شه و مشخص می شه تا چه حد نیاز به شیمی درمانی دارن

این مسئله باعث شد بفهمم که چه دوستای خوبی دارم دوستای واقعی و مجازیقلب

خدا را هزاران مرتبه به خاطر وجود شما عزیزان شاکرم.

از صمیم  دل از همه شما که با دعاها، نمازها و انرژی مثبت فرستادن ها به ما روحیه دادین سپاسگزارم.

باز هم التماس دعا دوستان خوبم.ماچ

 

/ 11 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرش

سلام صحرا جان انشا الله که خطر رفع شده باشه . و مامانت به سلامتی از بیمارستان مرخص بشوند . باران

جليله

خیلی خوشحالم و امیدوارم روز به روز بهتر شن.[گل]

مستانه

خدا را شکر امیدوارم زودتر حال مامانت بهبود پیدا کنه آخه یه مامان و یه دنیا [گل]

محبوبه

خوب خدا رو شکر. گفتم که خدا دوست داره گلم[لبخند][گل]

مانا

خدا رو شکر مطمئن باش مامان گلت خوب خوب میشه ![گل] به امید روزهایی غرق شادی و امید برای تو و خونوادت[ماچ]

ساناز

خیلی خوشحالم خدا رو شکر و ممنون که خبر دادی همش فکرم پیشت بود چون میدونم اینجور مواقع به همراه مریض بیشتر سخت میگذره مخصوصا پشت در اتاق عمل... انشالله همه چی همینجوری خوب پیش میره... می بوسمت عزیزم.[ماچ]

مژده

منهم خیلی خوشحالم که عمل مادرتون به خوبی تموم شد... انشالله مراحل بعدی درمان هم بدنشون به خوبی جواب بده و به امید خدا خوب خوب بشن....

اشرف

خدا را شکر برای عمل موفقیت آمیز مادرتون. امیدوارم خیلی زود روند بهبودی را طی کنند و به سلامتی به خانه بازگردند[قلب]

صحرا

ممنون اشرف جان [ماچ]

اورایاد

واسش از صمیم قلب ارزوی سلامتی می کنم می دونم که چی میکشید