چقدر دنیا کوچیکه

دیروز آخرین جلسه کلاس زبان ما بود، استادمون اول جلسه گفت فلانی من کشف کردم تو رو می شناسم. من تو دلم گفتم عجب کشف مهمی بعد از یک ماهخنده فکر کردم می خواد یک نکته انگلیسی را بگوید، بعد خیلی جدی ادامه داد شما دوست دوست منی!تعجب

-چی؟ کدوم دوست؟ چه باحال

- حمید ... همکلاسی دانشگاهت بوده!

- (با شک و تردید) اسمش آشناست ولی نمی شناسمش

- ولی اون تو رو خیلی خوب می شناسه!

- حتماً با یکی دیگه اشتباه گرفته

- مگه تو همونی نیستی که با فلانی دوست بودی؟تعجب ترم سوم (ارشد) باردار شدی!تعجب فلان جور لباس می پوشیدیتعجب و ... و ... و .... خلاصه پته ما را ریخت رو آب جلوی همه بچه های کلاسعصبانی

بعدش هم گفت که من به دوستش مشاوره مهاجرت داده امتعجبتعجبتعجب این یکی دیگه از همه عجیب تر بود! حدس می زنم این همکلاسی محترم از خوانندگان وبلاگ باشند ولی من هر چه در کامنت ها گشتم کسی با این نام مشاوره نخواسته بود (اصولاً من بیشتر از دوستان مشاوره می گیرم و کمتر شده به کسی مشاوره بدم)

بعدش در مقام ماسمالی گفت من می دونستم که تو باهوشی ولی نمی دانستم در شریف هم معروف هستیخوشمزه من به تو افتخار می کنماز خود راضی (جدی نگیرید! من همش سرم تو کار خودم بود )

البته من که زود خر می شم. بخشیدمشچشمک

ولی هنوز در شوک هستم که چه جوری یک نفر تمام ریز جزئیات زندگی من را می داند و من اصلاً او را نمی شناسم! فکر کنم باید یک کم در برخی عادت هایم تجدید نظر کنم.

متأسفانه حافظه ام در به یاد آوردن افرادی که با آنها دوستی نسبتاً نزدیکی نداشته ام بسیار بد عمل می کنه و این دفعه اول نیست که باعث آبروریزی شده. حالا اون بنده خدا چه حالی بهش دست می ده وقتی فکر می کنه دوست من بوده ولی من اسمش را هم یادم نمی آید. از دیشب دارم خودمو می کشم قیافه اش را به خاطر بیاورم. حتی دیشب خواب همه بچه های فوق را دیدم ولی این بشر توشون نبود کلافه.

به هر حال من خوشحالم که با این استاد خوب زبان آشنا در اومدم ولی عجب دنیای کوچیکیه ها!

نتیجه اخلاقی: در ایران همه کس همه چیز را درباره شما می دانند ولی به روی شما نمی آورند.ساکت

 

/ 2 نظر / 20 بازدید
محبوبه

نتیجه اخلاقیت خیلی باحال بود...[خنده]